X
تبلیغات
گروه های آموزشی شهرستان الیگودرز
گروه های آموزشی شهرستان الیگودرز
گزارش سالانه گروه های آموزشی شهرستان الیگودرز
۱-برگزاری امتحانات آموزش از راه دور شهرستان در مقطع راهنمایی ،متوسطه توسط گروههای آموزشی شهرستان

۲- برگزاری مسابقات آنلاین مقطع راهنمایی در رشته های دینی ،عربی،ریاضی وادبیات برگزار گردید.

۳-برگزاری المپیاد ریاضی مرحله اول در تاریخ ۶/۱۲در مقطع راهنمایی انجام گرفت.

|+| نوشته شده توسط خسرو خسروانی در پنجشنبه یازدهم اسفند 1390 ساعت 0:58 |

نمونه سوال-کا با وبلاگ
 همکاران گرامی نمونه سوالات خود را هر چه سریعتر روی سی دی به گروه های آموزشی تحویل دهند.

وبلاگ های گروه خودرا فعال ومطالب آن را چاپ کنند.

|+| نوشته شده توسط خسرو خسروانی در سه شنبه هشتم آذر 1390 ساعت 8:58 |

خدا به قول خود عمل می کند
چند روزی به آمدن عيد مانده بود.
 
بیشتر بچه ها غایب بودند، یا اکثرا رفته بودند به شهرها و شهرستان های خودشان یا گرفتار کارهای عید بودند اما استاد بدون هیچ تاخیری آمد سر کلاس و شروع کرد به درس دادن.
 
استاد خشک و مقرراتی ما خود مزیدی شده بر دشواری "صدرا"*.
 
بالاخره کلاس رو به پایان بود که یکی از بچه ها خیلی آرام گفت: استاد آخره سالی دیگه بسه!
 
استاد هم دستی به سر تهی از موی خود کشید! و عینکش را از روی چشمانش برداشت و همین طور که آن را می گذاشت روی میز خودش هم برای اولین بار روی صندلی جا گرفت.
.....

ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط خسرو خسروانی در سه شنبه دهم آبان 1390 ساعت 18:49 |

با خشونت هرگز
من این شعر را خواندم ، بارها خواندم و از خواندنش لذت بردم . از دستش ندهید بینهایت زیباست.
 
سخت آشفته و غمگین بودم
 به خودم می گفتم:
بچه ها تنبل و بد اخلاقند
دست کم میگیرند
درس ومشق خود را
باید امروز یکی را بزنم، اخم کنم
 و نخندم اصلا
تا بترسند از من
و حسابی ببرند
خط کشی آوردم،
.....

ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط خسرو خسروانی در سه شنبه دهم آبان 1390 ساعت 18:47 |

تبریک سال تحصیلی
آغاز سال تحصیلی جدید را به تمامی همکاران تلاشگر در سنگر علم ودانش تبریک می گوییم.
|+| نوشته شده توسط خسرو خسروانی در پنجشنبه بیست و یکم مهر 1390 ساعت 11:18 |

اعلام نتایج مسابقات آزمایشگاهی وکارگاهی رایانه
نفرات برتر مسابقات آزمایشگاهی وکارگاه رایانه سال ۹۰/۸۹جهت اطلاع مدیران ودانش آموزان محترم به شرح ذیل اعلام میگردد.

رشته فیزیک 

۱-شهرزاد توکلی  (شاهد)   ۲- شکیبا شاهسواری (فاطمه زهرا ۲ ) ۳-محبوبه میرزایی (فاطمه زهرا ۱)

رشته زیست

۱-میترا عبدالوند( الزهرا )   ۲-امین لطفی (خیام)    ۳- نفیسه قانع(فاطمه زهرا ۲)

رشته شیمی

۱-کاوه رمضانی(مهر)    ۲-وحید فرهادی(امام)      ۳-صدیقه جدیدی (فاطمه زهرا۱)

رشته رایانه

۱-مجید جهانی (مهر)   ۲-گلشید رمضانی(فاطمه زهرا۲)   ۳-حسین خرمی(امام)

در پایان لازم است از تلاش وهمکاری صمیمانه مدیران ،وسرگروههای آموزشی وسایر همکارانی که در امر برگزاری مسابقات همت ومساعدت داشته اند تشکر نماییم.

|+| نوشته شده توسط خسرو خسروانی در یکشنبه چهاردهم فروردین 1390 ساعت 10:48 |

تبریک سال نو
هفت سین

بــاز مـــی آیــــد بــــهـــار دلـنشین / بــاز بــلـبــل مــی شــود با گل قرین
بــاز صـــحــرا پـر شقایق می شود / بــاز روشــن قــلب عـاشق می شود
فــصــل ســـرد از هــیــبت باد بـهار / مــی کــنـــد از پــیـش روی او فـرار
ســفــره هــا بــا هـفت سین آراسته / بــا گـــل مـــهـــر و صــفـــا پیراسته
بــر ســر سفره جـوان و خُرد و پیر / ســبزه و آئــیــنـه و مــاهـی و سـیر
سـیـب و سـنـبـل در کـنـار یــاسـمـن / عطربــیــد مـِشک چــون مُشک خُتَن
سرکه و سنجد، سماق و شمع و گل / عـــیـــد آمــد بـــا دف و ســاز و دُهُل
ســال نــوتـحـویل و سال کهنه رفـت / هــم دل مــا تـازه شد هم شال و رخت
یــا مــُقــلّب،قــلب مـــارا شـــاد کــن / یـــا مـــُدبّـــر خـــانــــه را آبـــاد کـــن
یـــا مـــُحـــول ،اَحســــنُ الــّحالم نما / از بـــدیـــهــــا فـــارغُ الـــبـــالــم نـما
ایـــن دل «جـــاویــد» را پـاک از ریـا / کُــن خــــدا ،ای قـــادر بـــی مــنـتــها
__________________

|+| نوشته شده توسط خسرو خسروانی در یکشنبه چهاردهم فروردین 1390 ساعت 10:9 |

برگزاری جلسه هم اندیشی آموزگاران چند پایه وتک پایه
در راستای برنامه عملیاتی سالیانه گروههای آموزشی و به منظور تبادل تجارب مفید آموزشی جلسه هم اندیشی آموزگاران مجتمع های ابتدایی روستایی در مورخه ۱۹/۱۲/۸۹ساعت ۹:۳۰صبح در کانون پویش تشکیل می گردد.
|+| نوشته شده توسط خسرو خسروانی در یکشنبه پانزدهم اسفند 1389 ساعت 10:43 |

بیست وسه سال تجربه

بیست و سه سال تجربه:

اساس زندگانی هر موجود زنده بر تغییر و تحول همراه با دگرگونی متکی است آدمی ذاتا در حال رشد و تکامل است و حیات هر انسان، بر چگونگی تربیت او در کودکی استوار است. آنچه مسلم است این است که چنین کودکی در بدو تولد، پاک و عاری از هر گونه تصاویر و نقش بندی است. در دوره طفولیت به ویژه قبل از سه سالگی کم کم صفحات خالی ذهن نقش می گیرد و در 4 و 5 سالگی و استعدادهای عقلی به مرور آشکار و نمایان می گردد. 6 سالگی سن ایجاد رابطه کودک با دبستان است. نوآموز خردسال کم کم با مدرسه آشنا می شود. معلم کلاس او که با فنون تدریس و علم روانشناسی آشنایی دارد آموخته است که چگونه بیاموزد. او با علاقه و توانایی لحظات طلایی عمر خود را نثار فراگیرندگان می کند و اصول مهمی را که در موفقیت یک معلم موثر است، مد نظر دارد.

1ـ آگاهی کامل از محتوای درسی و روش تدریس (طرح درس) 2ـ شناخت دانش آموزان و درک تفاوت های فردی آنان. 3ـ استفاده از ابزارهای آموزشی 4ـ مهربانی و خوش رفتاری 5ـ ارزشیابی بعد از تدریس معلم خوب و آگاه با ظرافت کار یک جراح کار خود را آغاز می کند او یافته ها را به بافته ها پیوند می دهد و از ذهن خود به ذهن شاگردانش منتقل می کند. آنان روش و نقش معلم را با نگاههای گویا ارزشیابی می کنند و او را الگوی خود قرار می دهند. رفتار پسندیده برای شاگردان لذت بخش و دلچسب است و به رشد قوای ذهنی و عاطفی و اجتماعی او کمک می کند و او را با رغبت تمام به مدرسه می کشاند تا از هر فرصتی برای بروز خلاقیت و نوآوری استفاده کنند معلم، ابتدا با شاگردانش احوالپرسی می کند، با لبخند غنچه لبان دوستان کوچکش را شکوفا می سازد، از حاضران سراغ غایبها را می گیرد، تابلوی کلاس را با بسم الله زینت می دهد و با آیه ای از قرآن ، درسی را برای رسیدن به هدف تبرک می بخشد. سپس ده دقیقه به تکلیف شب می پردازد. او دراین کار جدی است. درس گذشته را می پرسد و فراگیرندگان را برای درس جدید آماده می کند. دست نوازش بر سر آنان می کشد، تحسین می کند، شوق و ذوق به وجود می آورد. از معلومات آنان استفاده می کند، داده ها را روی تخته می نویسد و تکرار و جمع بندی می کند. در 25 دقیقه پایانی کلاس معلم از کار خود ارزشیابی تشخیصی بعمل می آورد او می داند که هنگام ورود به درس دانش آموز نمی داند یا کم می داند و در هنگام درس می آموزد و در پایان باید بداند.

یک معلم وارسته وقت شناس است از حداقل وقت حداکثر استفاده را می کند با مسئول مدرسه و همکارانش نهایت همکاری را دارد. رفتارش با اولیای دانش آموزان مودبانه است و از تبادل نظر با آنان کوتاهی نمی کند. در پی کشف نیازهای روحی و جسمی کودکان است و برای رفع این مشکلات می کوشد. او می داند که اگر برای رضای خدا کار کند خسته نخواهد شد و با وجدانی آسوده به حاصل کار خود خواهد نگریست.

پروردگارابه من آرامشی ده                  تابپذیرم آنچه را که نمی توانم تغییر دهم

دلیری ده تا تغییردهم                                          آن چه را که می توانم

بینشی ده تا تفاوت این دو را بدانم 

مرا فهم ده تا متوقع نباشم                                  که در دنیا و مردم آن مطابق میل من رفتار کنند

« تئوری و عمل »

می گویند روزگاری فیلسوفی سوار بر قایقی کوچک از رودخانه بزرگی رد می شد. از قایقران پرسید: آیا شما فلسفه می دانید؟ مرد قایقران جواب داد: نمی شود گفت که می دانم، فیلسوف گفت: پس دوست عزیز ما یک سوم عمرتان برملاست. و باز پرسید: حالا بگوئید ادبیات می دانید؟ مرد قایقران جواب داد: نمی شود گفت که می دانم فیلسوف جا زد:وبه قایقران گفت پس دو سوم زندگیتان بر باد رفت. همان موقع، قایق به صخره ای اصابت کرد و کم کم در آب فرو رفت. قایقران از فیلسوف پرسید: شما شنا بلدید؟ فیلسوف در جواب گفت: خیر. مرد قایقران گفت: پس کل زندگی شما بر باد رفت!!!! وقتی مسایل حساس و مهم پدید می آید فلسفه بافی اغلب از میان می رود. برای انسان که در قایقی نشسته و دارد غرق می شود تئوری چیز به دردبخوری نیست او یا شنا بلد است یا غرق خواهد شد. در آن  بحرانهای کلاس،اگر تمام کتاب های کتابخانه ها را هم جمع کنید دردی دوا نخواهد شد. سخنرانی و تدریس چندان ارزش نخواهد داشت. هنگامی که واقعیت مطرح است، فقط مهارت و کاردانی می تواند نجات دهنده باشد.

نشان دادن مهارت در رفتار در آموزشی و پرورشی مهم به شمار می آید. رفتارهایی که قابل توجه هستند بر ما معلو مند. در واقع معلم ها از شنیدن مکرر حرف های مربوط به این رفتار در کنفرانسها و انجمها خسته اند. چنانکه یکی از معلمان می گفت: من خودم از قبل می دانم که دانش آموز به چه چیزی نیاز دارد. من نیاز او را حس می کنم. او نیاز دارد که قبولش داشته باشند. به او احترام بگذارند، دوستش داشته باشند، به او اعتماد کنند، او نیاز دارد تشویقش کنند. پشتیبانش باشند، او را به فعالیت وا دارند، و موجبات تفریح و خوشحالی اش را فراهم آورند. او نیاز دارد که بتواند به کاوش بپردازد. آزمایش کند وبه نتایج موفقیت آمیز برسد.

عجب حکایتی است. او این همه نیاز دارد و من تنها چیزی که کم دارم عقل و دانایی سلیمان است!!!!

محترم شمردن هنر دانش آموز:

آموزگار، طرحی کاریکاتوری از چهره اش را روی تخته سیاه دید. کاریکاتور زننده. دقیق و مضحک بود. کلاس منتظر واکنش معلم بود. معلم آن را با شوق و علاقه نگاه کرد و سپس گفت: آنقدر خوب کشیده شده که آدم حیفش می آید آنراپاک کند. صبر می کنیم تا هنرمندی که این کاریکاتور را کشیده آن را روی کاغذش کپی کند. من به این کاریکاتوریست با استعداد تبریک می گویم. این معلم از خود پختگی نشان داد. و هیچگونه رنجش شخصی از این کاریکاتور زننده به دل نگرفت. از شوخی زننده یک دانش آموز آرزده خاطر نشد. دنبال دانش آموز خطا کارنگشت سعی هم نکرد او را شرمسار کند. از موعظه بی موردو بحث اخلاقی خودداری کرد. و به جای آن خلاقیت دانش آموز را تشویق کرد. و هنر او را محترم شمرد

تکالیف دانش آموز را با مهربانی و ملایمت اصلاح بکنید.

رضا، دانش آموز نه ساله تکالیفش را به معلمش نشان داد. معلم متوجه یک اشتباه شد باید یک بار دیگر به این مسئله نگاه کن.(( رضا؟ طوری نگاه می کند که انگار من کودکم. معلم، خوب نگاهم را عوض می کنم.))

رضا : ملایم تر. معلم بله .... نرم تر تکالیف خیلی سخت بود. تعداد مسئله ها زیاد بود. دقت و نیروی زیادی صرف کردی تا اینها را حل کنی. رضا بله. مسلم است که وقت و نیروی زیادی صرف کردم. رضا دوباره نگاهی به مسایل انداخت و غلط ها را اصلاح کرد و خوش خلقی حاکم شد. پاسخ ملایم و نرم معلم ازناراحتی و اوقات تلخی جلوگیری کرد. وقتی که به او حمله شد نه حالت تهاجم به خود گرفت و نه حالت مدافع. نه متقابلا حمله کرد و نه منکر اتهامات رضا شد او ترجیح داد به جای جنگ تغییر وضع بدهد. به جای توضیح از تقدیر استفاده کند و از این طریق مفهوم صحبتشان را تغییر داد.

خدایا آرامشی عطا فرما                      تا آن چه که نمی دانم تغییر دهم

دانش آموز درسی را نفهمیده است معلم باید چه کار کند؟

مریم دانش آموز کلاس پنجم در جریان درس در.... حواس پرت شد. از معلمش کمک خواست. معلم جواب داد پس وقتی داشتم این مسئله را توضیح می دادم کجا بودی؟ تو اصلا گوش نمی دهی. همیشه داری بازی می کنی. حالا هم انتظار داری فقط به خاطر جناب عالی درس را تکرار کنم. اینجا که فقط تو نیستی. برای حضرت عالی که نمی توانیم کلاسی فوق العاده بگذاریم. مریم سرجایش نشست. او باقی ساعت از راههای گوناگون مزاحم کلاس شد و حواس بقیه را پرت کرد.

این معلم با اینکه سرش شلوغ بود می توانست به دانش آموز کمک کند. می توانست به مریم بگوید یاد گرفتن مسئله در صد سخت است. کاش وقت داشتم و همین حالا این درس را برایت توضیح می دادم. صبر کن، قرار می گذاریم و موقعی که هر دو وقت داریم می آیی و من این درس را برایت توضیح می دهم.!!!!

دانش آموزان معمولا وقتی در انجام تکالیف یکی از درسهایشان مشکلی دارند. بدرفتاری می کنند. آنها از این کمک و راهنمایی بخواهند و می ترسند. تجربه یادشان داده است که تقاضای کمک کردن ممکن است باعث توبیخ شدیدشان بشود. آنان ترجیح می دهند بدرفتاری کنند و به خاطر آن تنبیه شوند تا اینکه به خاطر بلد نبودن مسئله ای مورد تمسخر قرار بگیرند.

بهترین پادزهر معلم برای بدرفتاری دانش آموز این است که مایل باشد به دانش آموز کمک کند.

گوش کردن محمد

معلم: تکلیف را چرا انجام نداده ای.

محمد: نقاشی می کردم. آقا معلم ،سرمست خلاقیت بودم. نمی خواستم کاری را نیمه کاره بگذارم.

معلم: پس حضرت عالی یک نابغه خلاق هستید؟ بله حتی یک ساعت هم نتوانستی کارت را قطع کنی؟!

گوش کن محمد! تو بهانه های خلاقانه ای فراهم کرده ای همین و بس. اما این را بدان که این بهانه ها در این کلاس به دادت نخواهد رسید. شاید بتوانی سر مادرت را شیره بمالی. اما سر من یکی نه !! من با هوش تر از حضرت عالی ام. امثال تو را هم می شناسم، بی انضباط هایی که کله شان پر از اوهام و خیالبافیهای بزرگ است و یک ذره هم استعداد ندارند!!!

این جمله ضروری نبود. تنها تاثیری که بر جای گذاشت عمیق تر کردن شکاف بین معلم و دانش آموز بود. تنبیه های لفظی سبب نمی شود که در فعالیت یا شخصیت دانش اموز پیشرفتی حاصل شود. این تنبیه های لفظی فقط و فقط تخم نفرت در دل دانش آموز می کارند.

اگر این معلم نسبت به ادعای هنرمند بودن دانش آموز خود علاقه نشان داده بود به نتایج بهتری می رسید حتی چه بسا درباره هنر نو چیزی یاد می گرفت. در تبادل احترام آمیز اندیشه ها و عقاید مربوط به زندگانی و هنر، انگیزش بیشتری برای انجام دادن تکالیف مدرسه و انجام کارهای خانه هست تا در تخیلی ترین حمله لفظی.

 

          سازگاری در ارتباط...

 

اگر خواهان صلاح و بهبود در روابط موجود در  کلاس هستیم باید از کجا شروع کنیم؟باید برسی کنیم ببینیم چگونه به دانش آموزان پاسخ میدهیم. چگونگی ارتباط معلم با دانش آموز اهمیتی حیاتی دارد. نوع این ارتباط تاثیر مثبت یا منفی بر دانش آموز میگذارد. ما معمولا به این که پاسخمان قابل پذیرش است با طرد زیاد توجه نمیکنیم. اما برای دانش آموزان این تفاوت اگر هم ویرانگر و مهلک نباشد بسیار مهم است..

سازگاری در ارتباط میتواند تعلیم و تربیت را تغییر دهد. این سازگاری نه تنها بر گرفتاری های تدریس اثر میکند، بلکه یادگیری را عمیقا تحت تاثیر قرار میدهد.

معلم ها خلاف خلبانها معمارها با جراحها آموزش فشرده ای در مهارت حرفه ای خود ندیده اند.

به نوعی از آنان انتظار می رود وقتی که وارد کلاس میشود در مورد وسایل  پیچیده روابط بشری تجربه به مهارت و دااشته باشد. از معلمی  خواسته میشود در جریان فعالیت روزانه شان انگیزه یادگیری ایجاد کند. مشوق خود مختاری باشند، عزت نفس تقویت کنند. اعتماد به نفس پدید آورند از شدت اضطراب بکاهند. ترس را از بین ببرند. یاس را کم کنند. خشم را فرو بنشانند و سبب کاهش تعارفها و کشمکش بشوندو....

 

سازگاری نوعی موفقیت و مستلزم یادگیری و تمرین و انظباط شخصی است.

هدیه معلم به دانش آموز حیات طیبه است

همه چشم ها نگاه میکنند. اما بعضی از آنها می بینند.   

 

|+| نوشته شده توسط خسرو خسروانی در یکشنبه پانزدهم اسفند 1389 ساعت 10:36 |

ارسال آثار منتخب جشنواره فناوری به استان
پس از داوری آثار رسیده از آموزشگاهها (دست ساخته های معلمان )در قالب جشنواره فناوران آموزشی به کارشناسان گروههای آموزشی اداره کل آ.پ لرستان ارسال گردید.

|+| نوشته شده توسط خسرو خسروانی در یکشنبه پانزدهم اسفند 1389 ساعت 10:27 |